شنبه بیست و هشتم آبان 1384

به باران بگویید آن برگ بیچاره مرد...
شبی بیدها مثل مجنون شدند
و بیچاره برگ...و بیچاره برگ
تمام وجودش تمنای یک لحظه صبر،
که شاید دل تیرهء ابرها بشکند،
که شاید کسی نور مهمان کند دشت را
ولی آسمان ها کجا و غم زرد برگ
واینگونه یک برگ تبعید شد
به جرم " فقط برگ بودن"
جرم پوچ
در آغاز پاییز...پاییز پاییز کوچ
دوشنبه شانزدهم آبان 1384
لحضه خدا حافظی به سینه ام فشردمت
اشکه چشام جاری شد دسته خدا سپردمت
دلمه من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت اذر دمت
گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم
همسفره پرستو ها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثله خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
دوشنبه شانزدهم آبان 1384
شدم تنها تو اين خونه
دلم باز ميگيره بهونه
هنوزم ........
صداي خنده هات مونده
منو تو غصه سوزونده
ميسوزم........
آسمون خونه داره تو چشمات
كهكشون ميخوابه با قصه هات
واسه برگشتن تو ميشينم من سر رات
تا بيايي بريزم اشك به پاهات
دوشنبه شانزدهم آبان 1384
تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا
تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها
جمعه سیزدهم آبان 1384
خواننده ی محبوب راما(منو ببخش) تقدیم به شما عزیزان
جمعه سیزدهم آبان 1384
آلبوم جدید گروه پارت بنام(ورود ممنوع)
جمعه سیزدهم آبان 1384
شادمهر عقیلی
چهارشنبه یازدهم آبان 1384
سال و حال و فال و مال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بردوام
سال خرم فال نيكو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقي تخت عالي بخت ران

چهارشنبه یازدهم آبان 1384
خورشید غروب تنگ چشمان تو بود
صد قصه درون سنگ چشمان تو بود
با چشم ستاره ها نگاهت کردم
مهتاب شبیه رنگ چشمان تو بود
پنجشنبه پنجم آبان 1384
این رو تا اخر مطالعه کنید
| اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟ | ||
|
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيرهكمترين آمار طلاق متعلق به حلزون هاست ، چون نه مشكل خانه دارند نه ماشين !!! اگر آدمخوار بودم آدمهاي باتجربه و پخته را انتخاب مي كردم . | ||







